اره جونم براي تجربه درميره 

تجربه ي هر چيزي هر شرايطي هر كاري

انقدر تو ذهنم بالاست و ارزشمند كه بخاطر تجربه موقعيت جديدي حاضرم حسابي سختي بكشم و خسته بشم، حتي اگر بعدش پشيمون هم بشم اون پشيموني حاصل ازون تجربه رو هم دوست دارم، هيچي اندازه تجربه بهم درس نداده و منو نساخته، حتي تجربه هاي بد و تلخ تازگيا از اونام استقبال ميكنم توب ذهنم، حتي تجربه هاي ناشي از اشتباه خودم البته به شرط تكرار نشدن، همشون قشنگن و انسان ساز 

تجربه و غم و فقر عزتمندانه

اين سه تا چيز هميشه دلم رو برده حتي اگر اذيتم كرده باشه و ظاهرا تلخ باشن، آخري رو نداشتم اما گاها در نمي از شرايطش قرار گرفتم و بسيار دوستش داشتم

هر سه شديدا انسان ساز اند

اينبار يك تجربه جديد بود برام به شناخت بيشتري از خودم رسيدم. خودم بودم البته فهميدم بهتره در بدو ورود به جايي ناشناخته چگونه خودت باشي، قرار نيست بدون فكر مقلد باشي يا فعاليت كني، فكر كن و خودت باش و نترس از سوال و صحبت البته در زمان درست و در جاي خودش، يادم رفته بود حلقمو دستم كن بهتره اينجورجاها حلقه داشته باشم حسم بهتره دوس ندارم ازم سوال كنن مجردي؟! و بعد پسراشونو معرفي كنن بگم زن بجور براشون:) اومدم دستم كنم ولي اون حلقه هه قشنگ نبود دوسش نداشتم حلقه ي خودمونم كه فروختيم بايد يه حلقه نقره بگيرم.

من زياد كاري نداشتم يكم نظارت بود و بعد هم كتاب خوندم تا تمام شد 

جديت و صميميتم بد نبود فقط سه خطا داشتم كه تكراري اند و بايد مراقبشون باشم

وقتي وارد مكان جديد با افراد جديد ميشي اول خودتو معرفي كن و بعد بخواه معرفي كنند يا از همون ابتدا از كسي بخواه معرفي كنند و بعد معرفي كن اين خيلي مهمه 

اول بشناس بعد صميمي شو 

اول بذار جمع وا بره بعد بگو بخند كن 

با يك سري هم تا اخر نه بگو نه بخند جدي مودب باش

سكوتت خوب بود كمتر هم حرف ميزدي عيب نداشت

تو دختر خوبي هستي و من دوستت دارم، موفق باشي عزيزم 

راستي اصلا فكر نميكنم ٣٢دارم نميدونم چرا ذهنم توي ٢٣-٢٤متوقف شده و بعضي رفتارام هم ولي خوبه اين حالتو دوس دارم دلم نميخاد خانوم بشم عيب نداره ترجبح ميدم ساكت بشم تا خانوم و در خلوت هايم خودم باشم سربه هوا و خنده رو و خوشحال، پراحساس و عميق و مهربان

اعتماد به نفسم كم شده لازمه روش كار كنم 

ياعلي